برنامه کاری هفتگی یک باگ بانتی هانتر تمام وقت

برنامه کاری هفتگی یک باگ بانتی هانتر تمام وقت

برنامه کاری هفتگی باگ بانتی هانتر برای فرار از فرسودگی شغلی

طبق گزارشی که سایت هکروان در سال 2020 ارائه کرد:

  • 37% محققان امنیتی در هفته 1 الی 9 ساعت برای شکار جایزه آسیب پذیری وقت گذاشته‌اند؛
  • 25% – 10 الی 19 ساعت؛
  • 14% – 20 الی 29 ساعتن
  • 8% – 30 الی 39 ساعت؛
  • و 16% بیشتر از 40ساعت.

من زمانیکه هنوز در یک شرکت مشغول به‌کار بودم، زمانیکه علاقه و زمان کافی داشتم، قبل از زامن کاری یا بعد از آن، به ندرت و حدود چند ساعت در هفته به شکار جایزه باگ می پرداختم. و بیشتر برای فرونشاندن عطش یادگرفتن و کنجکاویم بود تا بخاطر پول.

اما زمانیکه کار خودم در شرکت را رها کردم و به صورت تمام وقت مشغول باگ بانتی شدم، اهمیت مساله سازماندهی زمان کاری بیش از پیش خودش را نشان داد. برای پیدا کردن بهترین روش، روش های مدیریت زمانی زیادی را امتحان کردم.

در ماه‌های اول می توان گفت بدون توقف، روزانه 8 الی 10 ساعت با مرخصی های بسیار کم کار می‌کردم، چون کمبود بودجه مالی ترسناک تر از هرچیز دیگری بود. مشکلی که شخصا با این نحوه از مدیریت زمان داشتم فرسودگی شغلی بود. من واقعا عاشق برنامه نویسی و گشتن به دنبال آسیب‌پذیری ها هستم، و اگر تسک جالبی باشد تا ساعت ها بدون وقفه می‌توانم روی آن کار کنم.

اما با کار کردن دراین شرایط، برخی اوقات باعث می‌شود تا برای 2 الی 3 هفته دیگر هیچ علاقه ای به کار کردن نداشته باشم. حتی زمانیکه در شرکت مشغول بکار بودم هم چنین اتفاقاتی ممکن بود رخ دهد، مخصوصا زمان هایی که تاریخ تحویل پروژه نزدیک بود و مجبور بودم شب ها برای به اتمام رساندن کار بی خواب بمانم. بعد ازاینکه کار تمام می‌شد، تمام ماه بعد را نسبت به کارم حس خوبی نداشتم 🙂

ازنظرمن شکار آسیب پذیری صرفا یک کار فنی نیست، بلکه چیزی بین فناوری و خلاقیت است. حداقل من اینگونه فکر می‌کنم و رویکرد من این است، چون گاها به دنبال باگ هایی می‌گردم و روبه‌رو می‌شوم که هیچ منطقی پشت آن ها وجود ندارد. و این دلیل نیاز من به انگیزه و ذهن آرام و استراحت است. اغلب پیش می‌آید که روی یک پروژه زمان و انرژی زیادی می‌گذارم و هیچ موفقیتی حاصل نمی‌شود، اما یک هفته بعد با تجدید انرژی و انگیزه دوباره به سراغ همان قسمت های اپلیکیشن می روم و چیزی را پیدا می‌کنم که دفعه نخست متوجه آن نشده بودم.

این اتفاقات باعث شد تا هرچند به صورت ساختگی خودم را به یک برنامه زمانی محدود کنم. روش های مختلفی را امتحان کردم، مثلا: در هفته 5 روز و هرروز 8 ساعت (مثل زمان های کاری شرکت)، روزانه 3ساعت کار کردن بدون داشتن روز تعطیل و … . با اجرایی کردن این برنامه ها یا درطول مسیر انگیزه ام را از دست میدادم یا نمیتوانستم به طور مستمر پایبند این برنامه ها باشم.

نتیجه آزمون و خطاهایی که در این مدت داشتم به برنامه کاری، کار در 3 روز از هفته و هرروز به مدت 5 ساعت رسیدم. با این برنامه هم برای بازیابی انرژی زمان زیادی دارم، و هم به قدری زمان دارم که بتوانم د رهر هفته نتایج قابل توجهی بدست بیاورم.

مدت زمان 5ساعته روزانه‌ای که در برنامه ثبت می‌شود فقط زمان هایی است که به دنبال باگ می‌گردم. نوشتن گزارش، مطالعه مقالات جانبی و … در بلوک های زمانی جداگانه قرار می‌گیرند. برخی اوقات مثلا وقتی نیاز هست تا گزارش های پیچیده‌ی زیادی بنویسم، این زمان افزایش می‌یابد.

امسال با علم براینکه ممکن است نتیجه خوبی نداشته باشد، تصمیم گرفتم تا یک روز کار دیگر به برنامه ام اضافه کنم، که این یک روز برای کشف باگ نیست. من و دوستم تصمیم گرفتیم تا برای خودکارسازی فرایند جستجو یک نرم افزار بنویسیم و این یک روز را برای انجام این کار در برنامه‌ام گنجاندم. جا بازکردن برای برنامه نویسی هفته را جذاب تر کرده و انجام بقیه کارها در روزهای دیگر را برایم آسان تر کرده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *